(از هر دري سخني(يادداشتهاي سيد احمد محدث حسيني

در این وبلاگ همانگونه که از اسمش مشخص است از هر دری می نویسم از مالزی و از اقتصاد دو بلاگ تخصصی ام هستند که لینک ها در پایین صفحه آمده است.

+ اثرات کوتاه مدت پرداخت یارانه نقدی در روستا ها


چند روز پیش مردم ایران دوازدهمین یارانه نقدی را دریافت نمودند در مورد اثرات این یارانه پرداختی در زندگی مردم نظرات گوناگون ومتفاوتی ارائه شده است.اما من در این مقوله بخاطر حوزه کاری – که انجام می دهم  به اثرات کوتاه مدت یارنه پرداختی در روستا ها می پردازم . روش تحقیق از نوع مشاهده و مصاحبه در بعضی از روستاهای استان خراسان رضوی است.

1-    اولین اثرات این یارانه ها نقدی  در این مدت در روستا  افزایش رضایت اجتماعی در بین مردم روستاها است . زیرا اولا برای اولین بار از زمان کشف نفت  این اتفاق افتاده است که مردم از پول نفت بصورت مستقیم متنفع می شوند. ثانیا احتمالا برای اولین بار است که مردم شهر و روستا از امری بصورت یکسان استفاده می نمایند. ثالثا مردم روستا از مردم شهرها مصرف کمتری خصوصا  از حاملهای انرژی  دارند ودارای  بعد خانواربالاتری نیزهستند   ولذا از این یارانه نقدی سود بیشتری نسبت به مردم شهرها می برند. این عوامل باعث شده است که سطح رضایت اجتماعی در بین روستایئان افزایش پیدا نمایید.

2-     در سالهای اخیر خشکسالی های هر ساله باعث شده است که روستائیان  فشار اقتصادی زیادی را تحمل نمایید و همین امر باعث مهاجرت روستایان به شهر ها شده بود اما  پرداخت یارانه نقدی باعث شده است از این فشار کاسته شود ولذا این امر در کنار سایر عوامل باعث کند شدن مهاجرت روستایئان در سال اخیر شده است.

3-    در روستا ها افراد بدون درآمد ی وجود دارند که تنها مستمری آنها از کمیته امام خمینی است  که مبلغ کمی را دریافت می کردند و سایر نهادها خیریه  برخلاف شهرها معمولا در روستاها وجود ندارند. ولذا  پرداخت یارانه نقدی باعث ایجاد درامد مستمر و عزت نفس برای آنها شده است.

4-    بعضی از فعالیتهای کشاورزی مانند گاوداری های شیری و گوشتی با قیمتهای فعلی توجیه اقتصادی مخصوصا در واحدهای روستایی ندارد ودر بعضی از روستاها این واحدها تعطیل و یا رو به تعطیلی هستند که باعث کاهش تولید؛ کاهش اشتغال مولد و درآمد پایدار و هدررفتن سرمایه گذاری ها انجام شده خواهد شد.

5-    پرداخت یارانه نقدی باعث شده است انگیزه کار در بین روستا نشین کم شود و بعضی از روستائیان  بیکاری اختیاری را انتخاب نموده اند و روستا که یک بنگاه اقتصادی و تولیدی محسوب می شود در کمبود نیروی کار قرار گرفته است .  بطوری که امسال بعضی از کشاورزان به علت کمبود نیروی کار حداقل نتوانستند محصول را در موقع مقرر برداشت نمایند و دچار ضررهای اقتصادی گردند. این اتفاق از نظر افتصاد نیروی کار امری قابل پیش بینی بود. زیرا دولت اصرار بر ثبات قیمت های محصولات کشاورزی داشت و تولیدکنندگان نیز دستمزد ها را افزایش چندانی نداند. ولذا با قیمت های فعلی روستائیان ترجیح می دهند کار نکنند. این امر درضورتی که ادامه پیدا نماید وفرهنگ کار و تولید در روستا کم شود  باعث ضررهای جبران ناپذیری خواهد شد . این مقوله باید از سوی سیاست گذاران مورد توچه ویژه ای قرار بگیرد.

ممکن است در نگاه اول این طور استنباط شود که بهرحال منافع پرداخت نقدی یارانه ها در روستا ها بیشتر از اثرات منفی است. اما یک نکته منفی در این طرح ممکن است تمام نکات مثبت آنرا از بین ببرد. بد نیست در این نوشتار به حکومت حضرت سلیمان اشاره ای داشته باشیم که  براساس ایات قرانی درجامعه سلیمانی تمام رفاه دنیوی برای مردم فراهم شده بود وبازتاب این رفاه نیز این بود که هیچ کس به حکومت اعتراضی نداشت و سطح رضایت اجتماعی نیز در سطح عالی بود زیرا هرچه می خواستند برای شان تامین گردیده بود .اما یکی از نقص های که این جامعه را تهدید می کرد این بود که همه این مواهب محصول کار جن ,پرنده و عوامل طبیعی بود وهمین امر موجب شده بود فرهنگ کار و تلاش از بین برود . این باعث شده بود رضایت از حکومت موقتی باشد زیرا به مجرد این که خللی در امر رفاه ایجاد شد و حضرت سلیمان فوت نمود و جن و عفریت و وباد و پرنده آزاد شدند شیرازه آن کشور به آن عظمت ازهم گسیخت و از بین رفت. آری قرآن  یاد آوردی  میکند که جامعه ای را آرزوی داشته باشید که با فرهنگ کارو تلاش- به علاوه تقوای الهی- ایجاد شده باشد نه این که بر پایه  کار و تلاش دیگران و بدون  تقوای الهی باشد.(1)

پ.ن. این مقاله البته بصورت ناقص در روزنامه خراسان در 25/10/90 به چاپ رسید. اینجا و اینجا

1منبع: عبدالله مستحسن "حکومت سلیمانی و حکومت مهدوی"

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٥
comment نظرات () لینک


+ اربعین حسینی

 در سال گذشته در این پست اشاره شد که چرا فقط برای امام حسین (ع) اربعین گرفته میشود و گفته شد راز و رمز آن در زیارت عاشورا و اربعین نهفته است. امام حسن عسکری(ع) یکی از نشانه های مومن را خواندن زیارت اربعین می فرمایند. در زیارت اربعین زائر عاشورا خود را به خدا عرضه می کند که من شرایط عاشورایی شدن را پیدا نمودم و با اطمینان خدا را به شهادت می طلبد و بعد از چند سلام به امام حسین (ع) زائر اربعین به شهادت می گیرد خدا را بر تحولات بدست آمده. سلام های که در زیارت اربعین است متفاوت از سلام های زیارت عاشورا است . در زیارت عاشورا سلام ها با انتساب امام(ع) به خاندان عصمت و طهارت و وحی آغاز می شود ؛ در زیارت اربعین با ذکر صفات امام(ع) آغاز می شود . درآن جا نسب نقش  اصلی را دارد ولی در اینجا صفت حرف اول را می زند." السَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِپس از این سلام شهادت ها آغاز می شود"اللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُبِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ....." نکته جالب این است که اولین سلام اربعین به مقام ولایت است و اولین شهادت او هم به ولایت امام(ع) است. با اینکه زائر به مقام ولایت و مقام صفی بودن امام سلام کرده و آن را پذیرفته است . اما با این شهادت ها صداقت خود را کامل می کند او در این شهادتها اخلاص خود را به میدان می اورد و زائر با این شهادت ها که یکی پس از دیگری می دهد وجود خود را ضامن و مسئول صدق گفتارش می کند.در عاشورا منتظری که می خواهد عاشورایی شود با چله نشینی ؛ تمرین  عاشورایی شدن می کند ولی در اربعین عاشورایی منتظر ؛ خود را به امام عرصه می کند و با اعلام آمادگی همه جانبه خود , انتظار ظهور و رجعت می کشد. می توان به طور خلاصه بیان کرد کار امام حسین(ع) نمایش سیره جد و پدر خود بود کار امام زمان(عج) تحقق آن است و اربعین روز آماده شدن برای تحقق آن وعده است.

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٢
comment نظرات () لینک


+ اباعبدالله و اباصالح

در پست قبل ابا عبدالله را معنای نمودیم و گفته شد چرا به امام حسین(ع)  اباعبدالله گفته می شود  . اما نکته مهمتری نیز وجود دارد؛ اگر دقت شود هرگاه امام رامی خواهیم به صورت مخاطب سلام دهیم با کنیه اباعبدالله است  وهرگاه بصورت غایب سلام داده می شود به شکل "السلام علی الحسین" است. در زیارت نامه های امام حسین(ع)  دیده نشده است که امام را این گونه سلام داده شود"السلام علیک یا حسین" مگر اینکه با صفاتی همراه شده باشد مثل "السلام علیک یا حسین الشهید "  یا "السلام علیک یا حسین المظلوم ".در صورتی که برای بقیه ائمه (ع) و خود پیامبراکرم هم با ذکر اسم سلام داده می شود بطور مثال در زیارت پیامبر از راه دور داریم"السلام علیک یا محمد  السلام علیک یا احمد ". این موضوع می رساند که اگرچه امام حسین (ع) بما هم هو حسین غائب است ولی به صفت اباعبداللهی اش زنده و حاضر و ظاهر است و ما به پدری که حضورش را درک  می کنیم تا با بهره گیری  از ولایت او و سنت نیکویی که در ظلم ستیزی از خود باقی گذارده , حرکت کنیم و به همان جایی برسیم که اصحاب او در کربلا رسیدند.گرچه "کربلا " به مفهوم کربلای سال 61 از دست ما رفته است و نمی توان به آن زمان بازگشت , اما کربلای دیگری در راهاست که رهبری آن به جای عبدالله با ابا صالح است و حسین (ع) بار دیگر فرزندان خود را به نبرد ظالمین خواهد فرستاد تا این بار در اطراف امام زمان فرود آیند و در وجود او فنا شده و مصداق دیگری از "حلت بفناک" را به نمایش در آوردند.

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٩
comment نظرات () لینک


+ امام حسین(ع) ابا عبدالله

یکی از مهمترین کنیه های امام حسین (ع) "اباعبدالله" است که بیشتر سلام ها با این کنیه است و در زیارت عاشورا نیز سلام با "السلام علیک یا اباعبدالله" شروع می شود. اما چرا به امام حسین عبدالله گفته می شود؟

اگر کنیه پیامبر (ص) ابوالقاسم است برای این است که رسول الله فرزندی به نام قاسم داشته اند. حضرت علی (ع) را از این جهت "ابالحسن" گفته اند که فرزند بزرگ ایشان امام حسن(ع)  بوده است. اما آیا امام حسین (ع) هم فرزندی به نام عبدالله داشته اند؟ آنچه در تاریخ آمده است امام حسین سه پسر به نام های علی اکبر, علی اوسط و علی اصغر داشته اند.البته بعضی ها  پسری به نام عبدالله را برای امام حسین (ع) خلق کرده اند که پس از حضرت علی اصغر به دنیا آمده است . یا بعضی ها مثل شیخ مفید در ارشاد  علی اصغر را "عبدالله رضیع "  نام نهادند یا بعضی  مثل سید محسن امین العامی در کتاب امام حسن(ع)  و امام حسین(ع)  نام امام سجاد(ع)  را علی اصغر و حضرت علی اصغر را عبدالله رضیع نامگذاری نمودند. اما بر طبق بسیاری از روایت پیامبر امام حسین(ع)  در هنگام تولد اباعبدالله خطاب نمودند(بحار جلد 44 ص 251). و این کنیه ربطی به فرزند ندارد.  لقب امام زمان(عج) مهدی است و کنیه ایشان "اباصالح" است . آیا ایشان فرزندی به نام صالح دارند؟ آیا کسی فرزندی از ایشان  به نام صالح سراغ دارد؟ مسلما جواب منفی است.همچنین این کنیه قبل از تولد امام عصر(عج)  برای ایشان بوده است.بنابر این می توانیم بگوییم اباصالح , یعنی پدر همه صالحان . هرکس صالح باشد امام زمان(عج)  یدرمعنوی اوست وبر او ولایت دارد به عبارت دیگر او رهبر جامعه صالحان است .انجا که قرآن هم حکومت امام زمان (عج) را در ایه 105 سوره انبیا این گونه توصیف می کنند أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ. زمین ارث بندگان صالح من خواهد شد. به همین سیاق ؛ امام حسین(ع)  هم پدر بندگان خداست. هرکس خود را عبد خدا بداند و شرط عبودیت را به جدا آورد , امام حسین (ع) پدر معنوی او است. وهر پدر نیز خیر خواه فرزند خویش است. وچه سعادتی از این بالاتر که کسی عبد خدا باشد تا امام حسین (ع) پدر معنوی او باشد یا آنقدر صالح باشد که امام زمان او را فرزند خویش بداند.

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱۸
comment نظرات () لینک


+ امام حسین(ع) ثارالله

یکی از فرازهای که زائر امام حسین(ع) و زائر عاشورا ئ امام حسین(ع)  را به آن سلام می دهد " السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ " است . که دربالای قتل گاه امام(ع)  در کربلا  هم آن نوشته شده است  و یکی از القاب امام (ع) نیز است. ثار به معنی خون است ولی نه خونی که در رگ ها جریان دارد که به آن دم گفته می شود . بلکه خونی که باید آنرا قصاص کرد و ثارالله یعنی خونی که ولی دم آن خدا است وخون خواه آن خدا است. این فراز به این نکته تاکید دارد که خون به ناحقی ریخته شده و خون خواه آن خداوند است. در میان ائمه اطهار(ع)  دو نفر بودند که شهادت شان به واسطه ضربات شمشیر و امثال آن بود که خونشان را جاری کرد. بقیه ائمه(ع)  همگی به وسیله زهر و مسموم شدن به شهادت رسیدند. فقط امام علی و فرزندش حسین هستند که خونشان ریخته شد که خدا خود را ولی دم هردو می داند و در زمان مقتصی  قصاص خواهد کرد. و تا زمانی که ظلم  و ظالمان وجود  دارند خون خواهی حقیقی انجام نشده است و ثاراللهی علی و حسین تا ظهور امام زمان(عج) که به عنوان ولی دم حقیقی ایشان خون خواهی خواهد نمود ادامه دارد.

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
comment نظرات () لینک


+ تاملی بر زیارت عاشورا(5) چرا لعن؟

یکی از مهمترین قسمت های زیارت عاشورا لعن بر دشمنان اهل بیت است. در مجموع در این زیارت بیست و دو لعن وجود دارد که عده ای بر این زیارت خرده می گیرند که چرا در این زیارت این قدر لعن وجود دارد. ما می خواهیم از قرآن مدد بگیریم که آیا لعن در قرآن آمده است و چه تشابه ای بین لعن در قرآن و در زیارت عاشورا وجود دارد؟ مخصوصا بعضی مطرح کرده اند  آیا لعن بر کسی که مسلمان است جائز است ؟  برای پاسخ به این پرسش ها اگر به قرآن مراجعه کنیم جواب این است :

 خدواند متعال در قرآن می فرمایید:

 1-    در سوره آل عمران داریم :کَیْفَ یَهْدِی اللهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ (86) ولئِکَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ (87)

 چگونه خداوند گروهى را هدایت مى کند که بعد از ایمان و گواهى به حقّانیّت پیامبر و رسیدن نشانه  هاى روشن به آنها، کافر شدند؟! و خدا، گروه ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!(86)کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست.

اگر معنا را مرور نماییم خداوند می فرماید:چگونه خداوند کسانی که بعد از ایمان آوردن  به کفر گرویئدن را هدایت کندحال آنکه شهادت داده بودند که این رسول حق است و دلایل روشنی بر حقانیت او برای شان آمده بود؟( اینان ظالم اند) وخداوند گروه ظالمبن را هدایت نمی کند . مجازات آن این است که لعنت خدا و ملائکه و همه مردم برآنان است.

 از این آیه ضمن این که جواز لعن فهمیده می شود ؛ واجب بودن آن نیز استنباط می گردد. جواز لعن از جمله الناس اجمعین فهمیده می شود که خداوند به همه مردم این اجازه را داده تا چنین افرادی را لعن کنند. واجب بودن آن نیز از مجازاتی که خداوند برای انان تعیین فرموده اسنتنباط می شود که علاوه بر خداوند , ملائکه و مردم هم باید آنان را لعن کنند.

2-    آیه دیگر در سوره  احزاب  می فرماید" إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً (57)

آنها کسانی که خدا و رسولش را آزار می دهند خداوند آنان را در دنیا  وآخرت لعنت می کند و عذاب خوار کننده ای را برای انان آماده کرده است .

 آیه به طور مطلق می فرمایید هرکسی و در هرمقامی اگر خدا و رسولش را آزار دهد مستوجب لعن است.

3-    همچنین در آیه “   مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً (93)”

وهرکس فرد مومنی را عمدا بکشد جزای او جهنم است که در آن جاوید خواهد ماند و خداوند بر او غضب کرده و لعنت اش می کند و برای او عذاب دردناکی را مهیا می کند .

4-  در جایی دیگر خداوند کسانی که کلام را از موضع اش تحریف می کنند کافر خطاب کرده و لعنت شان می کند آیه 46  سوره نسا: "مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لکِنْ لَعَنَهُمُ اللهُ بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلّا قَلیلاً(46)

بعضى از یهود، سخنان را از موردش، تحریف مى کنند; و (به جاى این که بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، مى گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم و (نیز مى گویند:) بشنو که هرگز نشنوى! (و از روى تمسخر مى گویند:) راعنا [=  ما را تحمیق کن.]» تا با زبان خود، حقایق را تحریف کنند و به آیین خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى این همه لجاجت) مى گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم; و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم)»، براى آنان بهتر، و استوارتر بود. ولى خداوند، آنها را به سبب کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است; از این رو جز عدّه کمى ایمان نمى آورند

 در این آیه کلام منسوب به خداوند نشده بلکه مطلق کلام حق منظور شده است . یعنی هرکس کلام حقی را تحریف کند ؛ کافر و مستحق لعنت است.

 آیات دیگر نیز وجود دارد که به دلیل طولانی شدن از ذکر آن خود داری می کنم و سئوال می کنیم مگر در زیارت عاشورا به چه کسانی ما لعن می فرستیم ؟ ایا به جز کسانی که ظلم بر پیامبر و اهل بیت اش را پایه گذاری کردند ؟ آیا کسانی که  فاطمه (س) را آزار دادند پیامبر را آزار نداند؟ که مستوجب لعن خدا و ملائک و انسانها باشند؟  ایا کسانی که خطبه غدیر را نادیده گرفتن وگفته های دیگری را مطرح کردند کلام را تحریف نکردند؟ آیا امام حسین و یارانش مومن نبودند که لعن بر قاتلین آنها طبق نص صریح قرآن لعن بر آنها واجب است؟  آیا در زیارت عاشورا به جر اینها بر کسی دیگری لعن فرستاده می شود؟     

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٦
comment نظرات () لینک


+ تاملی بر زیارت عاشورا(4) انگیزه زیارت عاشورا

آنچه که زائر  عاشورا در پی تحصیل آن  توسط  این زیارت است نیز مانند خود زیارت عاشورا از یک اصل و چهار فرع تشکیل می شود . اصل انگیزه زیارت عاشورا کسب معرفت به امام و شناخت راه های عاشورایی شدن است. فروع آن نیز عبارتند از:

1-    شناخت راه های برائت از دشمنان اهل بیت(ع) و چگونگی وصول به آن

2-    شناخت طرق موالات اهل بیت(ع)  و کیفیت حصول آن

3-    رسیدن به مقام خون خواهی از خون امام و طلب قصاص ظالمین به حقوق همه مظلومان تاریخ دین

4-    حمد و سپاس خداوند به جهت تفصل ویژه او برای رسیدن زائر به چنین مقام و مرتبه

به این ترتیب می بینیم که درخواست حوایج دنیایی جایی در این زیارت ندارد.

نکته ای که در زیارت عاشورا دیده می شود ؛ این است که مخاطب زائر در این زیارت علاوه بر  امام حسین(ع)  ؛ در فرازهای چندی از آن ؛ اهل بیت(ع)  است و این معنا را می رساند که زائر عاشورا امامت را در یک مجموعه متصل به هم و غیر منفصل از هم تلقی می کند. هر دوازده امام در این زیارت حضور دارند و زائر با توسل به آنها است که به معرفت می رسد و خود را برای ظهور آماده می کند. آنچه از تاکید در مداومت بر زیارت عاشورا این طور استنباط می شود که قصد زیارت عاشورا , تربیت صحابی برای امام زمان(عج) است. به موجب این برداشت ؛ قصد دیگری که در زیارت عاشورا نهفته است؛ کسب صلاحیت و شایستگی های لازم به جهت ملازمت با امام زمان(عج) و خون خواهی مظلومین تاریخ دین است.

اقتباس از کتاب از عاشورا تا اربعین

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۳٠
comment نظرات () لینک


+ تاملی بر زیارت عاشورا(3) -فلسفه زیارت عاشورا

چنان چه دقت شود ؛ می بینیم که در سراسر زیارت های عاشورا و اربعین, سخنی از برآورده شدن حاجات دنیایی زائر نیست. حتی برای بخشید شدن گناهان , امام را شفیع قرار نمی دهد . حال که می بینم مثلا در انتهای زیارت جامعه کبیره؛ زائر, شفاعت ائمه را برای آمرزش گناهان خود طلب می کند. یا در یکی از زیارت های امام حسین زائر درخواست میکند"فکن لی شفیعا الی الله یا سیدی و استشفع الی الله...." پس ای آقای من ؛ شفیع من در نزد خدا باش . فقدان این موضوعات در این دو زیارت , نشان می دهد که زائر عاشورا فقط یک قصد دارد و انگیزه او در این زیارت ؛ فقط عاشورایی شدن است و بس.

داشتن این چنین نگاهی به زیارت عاشورا است که موجب می شود زائر در هر قدم و با بیان هر جمله , راه هایی که طریق ملازمت و رفاقت با امام را معرفی می کند را بشناسد و در آن قدم بگذارد. آن چه که زائر عاشورا در پی آن است؛ کسب معرفت  و رسیدن به کمالی است که مورد قبول امام خود باشد. کسی که می خواهد به مقام یکی از اصحاب امام برسد؛ باید خود را از بند تعلقات دنیایی آزاد نموده باشد. به زبان آوردن هر قصد مادی و دینویی در زیارت عاشورا , مغایر با آن چیزی است که این زیارت به آن فرا می خواند.

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٧
comment نظرات () لینک


+ تاملی بر زیارت عاشورا (2)

زیارت یعنی قصد –قصد دیدن- به دیدار کسی رفتن . اما این که با چه نیت و به قصد دیدار چه کسی می روند را باید از پسوند آن فهمید و انگیزه زیارت را در نیت زائر جستجو کرد. گرچه زیارت عاشورا در ظاهر زیارت امام حسین(ع) است .اما در واقع زیارت "عاشورا"  است و زائر از این زیارت , قصد عاشورایی شدن را دارد. اگر به امام حسین(ع)  سلام می شود, به عنوان خالق و رهبر عاشورا سلام می شود . برای امام حسین(ع)  زیارت های چندی نقل شده که می توان ایشان را به آن زیارات؛ زیارت کرد . اما زیارت عاشورا و اربعین ویژگی دارند که در دیگر زیارات نیست.

وقتی گفته می شود زیارت امام علی(ع)  یا زیارت امام رضا (ع) افرادی که به عنوان زائر به دیدار آن ها می روند ؛ طیف وسیعی از اقشار مردم هستند که هر کدام نیت خاصی از زیارت دارند. درخواست شفا ؛ برآورده شدن حاجت, کسب ثواب ؛ درخواست شفاعت برای آمرزش گناهان برقراری ارتباط معنوی با امام و کسب نور و علم ومعرفت و..... اما با تعریفی که از عاشورا گردید, زیارت عاشورا یعنی کسی که برای دیدن مولای خود بی تاب است. کسی که شدیدا خواستار معاشرت با محبوب خویش است. کسی که می خواهد با توسل به امام خود ؛ عاشورایی شده و طریق عاشورایی شدن و الف بای ان را بیاموزد .

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٤
comment نظرات () لینک


+ تاملی بر زیارت عاشورا(1)

زیارت عاشورا از پنج قسمت تشکیل شده است. اول زیارت که با "السلام" آغاز می شود و به "علیه و علیهم السلام" ختم می شود . یعنی با  سلام آغاز و به سلام ختم می شود. بعد از آن چهار الحاقیه دارد که عبارتند از :

1-     درخواست لعن خداوند بر تمامی دشمنان محمد(ص) از اولین تا آخرین .

2-     سلام بر امام و یارانش

3-     لعن زائر بر تمامی کسانی که به هر نحوی از انحاء در مقاتله با امام حسین(ع) شرکت داشتند

4-     یک سجده

هر پنج قسمت, در مجموع زیارت عاشورا را تشکیل می دهند و یک واحد هستند. آخرین کلمه سجده نیز به سلام ختم می شود که باز هم می بینیم تمام زیارت با سلام آغاز و به سلام می انجامد.

سند زیارت عاشورا به دو نفر می رسد که همه راویان از آن دو نفر روایت کرده اند. اول علقمه ابن محمد الحضرمی که زیارت عاشورا و دعای بعد از آن را از محمد باقر(ع) نقل کرده است . دوم صفوان ابن مهران جمال که او نیز این زیارت را از امام صادق(ع) روایت کرده و گفته امام صادق (ع) ؛امام حسین(ع) را در روز عاشورا این گونه زیارت کرده است.

بعضی نقل ها از صفوان حاکی از آن است  که متن زیارت عاشورا قدسی است و جبرئیل امین آن را بر پیامبر  القا کرده است و ایشان به امام علی(ع)   و ایشان به امام حسن (ع) و ایشان به امام حسین(ع) و امام سجاد (ع) وامام باقر(ع) تعلیم کرده اند و لیکن تا زمان امام باقر(ع) ر مخفی بوده و نام عاشورا را در زمان امام سجاد(ع) اظهار شده و متن زیارت ؛ در زمان امام  باقر(ع)علنی شده است. به موجب این نقل ؛ زیارت عاشورا ؛ قدسی تلقی می شود. اگر چه تائید قدسی بودن زیارت عاشورا اتفاق نظر علما نیست اما کسی هم در رد آن نظری ابراز نکرده و ترجیح را در سکوت دیده اند.

در پست بعدی بحث بیشتری در مضامین زیارت عاشورا خواهم داشت.

اقتباس از کتاب از عاشورا تا اربعین

نویسنده : seyed Ahmad Mohaddes ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٢
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد