چند سال پيش بانك كشاورزي – شعبه كه من در آنجا حساب داشتم- كارمندي داشت به نام آقاي حميد رضا ثابت  كه از امام رضا(ع) شفا گرفته بود. يك روز ايشان در مراسمي نحوه بيماري  و شفا يافتنش  را برايمان تعريف كرد كه بطور خيلي  خلاصه( ايشان حدود دو ساعت بطور خلاصه مطلب را بيان نمودند) را من برايتان نقل مي كنم:

ايشان چند سال قبل به بيماري سرطان خون مبتلا مي شوند  و معالجات در داخل ايران نه تنها مثمر ثمر واقع نمي شوند بلكه بيماري ايشان پيشرفت مي كنند و حتي كليه هاي ايشان از كار مي افتد بطوري كه نياز به دياليز هم پيدا مي كنند. با پيشنهاد بعضي از اعضا خانواده ايشان را به آمريكا مي فرستند تا در آنجا ادامه درمان ها انجام شود كه بعد از مدتي كوتاه دكتر هاي آنجا ايشان را جواب مي كنند و حتي مي گويند چرا همچنين بيماري را آورده ايد  و او را اذيت مي كنيد . بهر جهت ايشان را به ايران بر مي گرداند  و همه ديگر قطع اميد مي كنند جز مادرشان كه مي گوييد چرا به حرم اما رضا(ع) نمي رويد و از آقا شفايت را نمي گيري  و با اصرار مادر چند شبي را پشت پنجره فولاد تا صبح سپري مي كنند .در شب آخر ايشان اصرار مي كنند كه وضو بگيرند كه در آن زمان وضو براي ايشان و همراه شان بسيار مشكل بوده است- تا اينكه در حالي كه روي ويلچر بوده اند در عالم خواب و بيداري اما رضا (ع) را مي بيند كه صدايش مي زند و مي گوييد پسرم بلند شو تو خوب شده اي  و ايشان  از روي ويلچر بلند مي شود(اين را مردم  اطراف مي بيند و متوجه شفا مي شوند) و بدنبال امام مي دوند و ميگويند آقا صبر كنيد بگذاريد حداقل دست مباركتان را ببوسم .آقا امام رضا بر مي گردند و مي گويند برو دست مادرت را ببوس كه او باعث اين شفا شده است. پس از شفا ايشان  مكاتباتي با دكترهاي معالجه در آمريكا مي كنند ولي هيچ كس از آنها باور نمي كنند. نكته قابل توجه اين بوده است كه ايشان علاوه بر سرطان خون و از دست دادن كليه دچار لكنت زبان شديد نيز بوده اند  كه تمام بيماريها و همچنين لكنت زبان ايشان به كلي برطرف مي شود.

ميلاد مسعود آقا امام رضا(ع) بر تمام دوستاران آن حضرت مبارك باد .

پ.ن. جريان شفا يافتن ايشان در سايت آستان قدس مي باشد كه بصورت خيلي كلي بيان شده است. كه اينجا مي توانيد بخوانيد