بغداد: از منطقه فرودگاه -که بشدت کنترل امنیتی می شود – خارج که می شویم میدانی است به نام عباس که در آنجا باید اتوبوس ها را عوض کنیم و سوار اتوبوس های شرکت شمسا بشویم . در اینجا بگویم که تمام امور مربوط به زیارت عتبات عالیات و سوریه توسط شرکتی به نام شرکت مرکزی  دفاتر خدمات زیارتی سراسرایران "شمسا" انجام می گیرد و سازمان حج و زیارت فقط نظارت کمی بر این شرکت دارد . این شرکت یک شرکت خصوصی است  و ماتند همه شرکت های خصوصی بدنبال کسب سود آوری بیشتر می باشد اما مشکل در ا نحصار و رانتی است -که این شرکت ها از آن معمولا برخوردار هستند -می باشد  . آیا شرکت دیگری هم می تواند با این شرکت رقابت کند یا این شرکت انحصاری است . مشکلی که من همیشه در مورد خصوصی سازی در ایران می گویم همین است که چون شرکت های خصوصی در یک رقابت قرار نمی گیرند بنابر این خدماتی را که ارایه می دهند بسیار گران تر و پایین تر از دولت است. شرکت شمسا هم خدماتی که با زایرین می دهد بسیار در حد نازل است. سوار اتوبوسی می شویم که واقعا از جنگ برگشته است عمرش را بیشتر در جنگ بوده و احتمالا سربازان عراقی را به جنگ می برده . وقتی داخل آن می نشینیم آنقدر سر صدا و ترق و تورق می کند که سرسام می گیریم. اما چاره ای نیست و اعتراض هم ره به جایی نمی برد. نهار را که از مشهد به کاروان داده اند در اتوبوس صرف می کنیم.

در این میدان برای اولین بار کاروانهای نظامی آمریکایی را می بینم سه زره پوش در حال حرکت که نظامیان نیروهای ائتلاف آماده شلیک در داخل آن نشسته اند . زره پوش جلویی دارای یک دستگاه مین یاب نیز می باشد که تا شعاع زیادی هرگونه ماده منفجره ای راکشف می کند. بعد ها از این کاروان های نظامی در همه جاده ها و شهرهای عراق می بینم که این گونه به گشت زنی می پردازند. با خود می گویم اگر این تجهیزات و این ها نباشند آیا عراقی ها می توانند حتی همین امنیت را برقرار نمایند. شاید اگر حکومتی مثل صدام دوباره سرکار بیایید امکان پذیر باشد که آنهم بعید است.

سوار اتوبوس ها که می شویم یک نیروی امنیتی نیز بداخل اتوبوس می آید .این نیروهای امنیتی مربوط به یک شرکت امنیتی است که گفته می شود متلق به نیروهای بدر است. این نیروها همیشه داخل اتوبوس ها هستند و تا اندازه ای هم موجب آرامش. درجلو اتوبوس هم یک پاترول وظیفه اسکورت کاروان را به عهده دارد.

از کنار گذر بغداد به سمت کاظمین می رویم . کاظمین قبلا شهری نزدیک بغداد محسوب می شده است ولی الان با گسترش شهر بغداد یکی از محلات بغداد محسوب می گردد. چیزی که به نظرم جالب می آید دیوار  امنیتی شهر بغداد است بطوری که دور تادور شهر را این دیوار بلند بتنی احاط کرده است و ورود و خروج از شهر فقط از گذرگاه های است که شدیدا هم کنترل می شود. به نظر می آید با توجه به قدیمی بودن دیوار ها این دیوار در زمان صدام کشیده شده باشد. هرچند قدم ایست و بازرسی وجود دارد ماشینها با دستگاه های مخصوص کنترل می شوند و تقریبا شهر حالت یک شهر جنگی که احتمالا صبح در آن کودتا شده است را دارد.

 کاظمین: ورودی شهر کاظمین یک ایست وبازرسی بسیار مسخره ای وجودارد . در این ایست و بازرسی همه افراد باید پیاده شوند و تفتیش بدنی گردند اما وسایل همراه کنترل نمی شود .لذا من کتم را که داخل آن دوربین است درمی آورم و داخل اتوبوس می گذارم که چند قدم آن طرف تر دوباره سوار اتوبوس شوم. از این نوع ایست و بازرسی  در هیچ شهر دیگری وجود نداشت.

وارد شهر می شویم در چهار راهی دقت می کنم زندگی کاملا در جریان است مردم مشغول کسب وکار هستند و در رفت و آمد. به نزدیکی های حرم کاظمین که می رسیم اتوبوس ها نگاه می دارند پیاده که می شوم بوی تفن زباله زیاد است دقت می کنم تمام خیابان پر از زباله است که فکر می کنی اینجا محل تخلیه زباله است . اما نه بیشتر خیابانهای عراق همین گونه است و هنوز این مردم تا این مسایل فاصله زیادی دارند.

 از محل توقف اتوبوس ها تا حرم نزدیک یک کیلومتر راه است که افراد مسن نمی توانند این مسیر را پیاده طی کنند و ناچارا از گاری دستی استفاده کنند . این گاری دستی ها که در تمام جاهای که ماشین ها نمی توانند بروند فعال هستند و دارای درآمد خوبی هم می باشند چهار نفر را سوار می کنند و همین مسیر یک کیلومتر را نفری 1000 تومان می گیرند.  وقتی به خیابان روبری حرم می رسیم اولین بازرسی وجو دارد همه تفتیش بدنی می شوند و وسایل و ساکها با دستگاه کوجکی که شبیه کنترل اسباب بازی ها است چک می شود. این دستگاه تقریبا در همه ورودی ها وجود دارد و مواد منفجره و شیمیایی را کشف می کند و حتی اگر حساسیت آنرا زیاد کنند به خمیر دندان هم حساس می شود. واقعا اگر این دستگاه ها نبود نمی دانم چگونه می شد وسایل را چک کرد. سوال می کنم می گویند قیمت این دستگاه هرکدام 45 میلیون تومان است.

دومین بازرسی ورودی به حرم مطهر است اینجا دیگر دقیقا بازرسی می کنند و هیچ وسیله را هم راه نمی دهند .باید تمام وسایل و خصوصا موبایل ها را تحویل بدهیم. موقع تحویل موبایل کارت شناسایی هم می خواهند چون موقع تحویل باید مشخصات شما را چک کنند که بطور مثال اگر کسی شماره شما را پیدا کرد نتوانند موبایل را بگیرد از این دقت هایشان خوشم می آید.

از دور حرم مطهر امام موسی بن جعفر (ع) و امام جواد را می بینم . حرم دارای چهار گلدسته و دو گنبد است که گنبد امام موسی کاظم(ع) که به همت مردم خراسان رضوی بازسازی شده و گنبد امام جواد(ع) هنوز در حال بازسازی می باشد. صحن حرم یک دست دور تا دور حرم را گرفته است و بنابراین صحن در صحن مثل حرم امام رضا (ع) نمی باشد که حسن بزرگی است. داخل حرم مقبره  دو امام بزرگوار داخل یک ضریح قرار دارند از سمت قبله قبر مطهر امام موسی کاظم (ع) و پشت آن قبر امام جواد(ع) قرار دارد.  حال و هوای معنوی حرم آنچنان است که من قادر به توصیف آن نیستم و شاید قابل توصیف هم نباشد باید بود تا پی برد. ولی شاید ما مشهدی ها این دو امام برایمان خیلی مهم هستند زیرا یکی پدر بزگوار؛ و دیگری فرزند عزیز امام رضا (ع ) هستند. آنجا که هستم در ابتدا نمی توانم دعایی بکنم جز شکر خدا که به من این توفیق را داد که بتوانم  به زیارت این امامان عزیز بیاییم. در پرواز ما دختر خانم کوچکی بود که معلولیت جسمی و ذهنی داشت و پدر و مادرش همت کرده بودند و او را به زیارت آورده بودند اولین دعایم برای او می شود و شفا اورا می خواهم و بعد هم دعاهای بعدی مخصوصا برای بقیه .....

. تقریبا یک ساعت  ونیم در حرم بودیم که گفتند زودتر برویم اتوبوس ها را سوار شویم به سمت نجف.

پ . ن .همانگونه که گفته شده سیستم بازرسی  تا نزدیک حرمین کاظمین آنقدر آبکی و مسخره بود که متاسفانه امروز چندین بمب در کاظمین در نقاطی که اتوبوس ها مسافرین را پیدا می کنند در باب المراد و میدان نزدیک باب القبله اتفاق افتاد.

 ادامه دارد

حرم امام موسی بن جعفر و امام جواد