دیدار با آیه الله فیاض: صبح بعد از زیارت تصمیم گرفتم به دیدار آیه الله فیاض از مراجع معروف نجف بروم. ایشان از شاگردان برجسته آیه الله خویی هستند که دربین اهل فن بخاطر کتب علمی و درس و بحث های که دارند جایگاه بسیار رفیعی دارند . البته شاید در بین عموم مردم مانند آیه الله سیستانی شناخته شده نیستند. از روحانی منزل  ایشان را سوال می کنم می گویید قریب است باب قبله مسقیم،  متوجه می شوم که فارسی بلد نیست. از باب قبله راه می افتم باز از روحانی دیگری سوال می کنم آنهم فارسی بلد نیست ولی می گویید هنا . متوجه می شوم که می گویید با من بیا من آن جا می روم. با ایشان تا بیت می روم چند تایی نگهبان هستند که روحانی همراه من با آنها عربی صحبت می کنند و مرا به داخل بیت ایشان می برد. درب ورودی مرا به نگهبان معرفی می کنند و خودش خدا حافظی می کنند و التماس دعای هم می گویید . به اطلاعات ورودی خود را معرفی می کنم مرا به اتاق انتظاری راهنمایی می کند که ظاهرا محل درس و بحث ایشان است. منزلی نسبتا مرتب هرچند قدیمی ولی در نجف بازهم خوب است. تا چای عربی را می خورم فردی می آیید و مرا صدا می کند به اتاق آیه الله وارد می شوم.  در روی زمین نشسته و جلو میز کوچکی پر از کتاب مشغول مطالعه است. متواضعانه جلوی من بلند می شود .خودم را معرفی می کنم وقتی می شناسد از اوضاع مشهد و دوستان و آشنایان سوال می کنند. می پرسم خیلی وقته مشهد تشریف نیاوردید؟ می گویند اوضاع بهم ریخته است و به نوعی امکانش کم شده است.  سوالاتی که ازمن می پرسد نشان از آن حافظه آیه الله می دهد با آنهم گرفتاری از جزییات اطلاع دارند. و با آن کهولت سن درس و بحث را در نجف زنده نگه داشته اند.  بلند می شوم  و خداحافظی می کنم باز هم با تواضع کامل بلند می شود . به آن همه تواضع قبطه می خورم. و به افرادی فکر می کنم که در ایران حتی اگر برای احوال پرسی با وقت قبلی  بخواهی پیش آنها بروی  باید چند ساعت پشت در اتاق آنها منتظر بمانی  و تازه چقدر متکبرانه برخورد می کند با اینکه چندی قبل با هم دوست بودی و امروز او به هر دلیلی شده رییس و تو شدی جز.

  در کنار منزل ایشان منزلی تقریبا مخروبه وجود  دارد بالای آن نوشته متعلق به آقا بزرگ تهرانی است.  در راه بازگشت از جلوی منزل آیه الله سیستانی می گذرم در نزدیکی حرم قرار دارد وبا خود می گوییم  چگونه این مراجع بخاطر مسایل امنیتی در خانه خودشان محصور شده اند و نمی توانند حتی تا حرم بیایند.

پ.ن. وقتی این مطالب را می نوشتم آیه الله بجهت به رحمت خداوند رفتند. من چند باری ایشان را از نزدیک دیده بودم و آنگاه متوجه شده بودم چرا می گویند نگاه به عالم هم عبادت است. روحش شاد.