در ادبیات اقتصادی گفته می شود : تصمیماتی که مردم می گیرند تابعی از متغیر های اقتصادی و غیر اقتصادی می باشد. در صورتی که تصمیمات یک متغیر وابسته باشد؛ متغیرهایی که براساس آن تصمیمات گرفته می شود؛ متغیر های مستقل نامیده می شود. یکی از متغیرهای که در تصمیمات افراد بسیار موثر است، نوع انتظارات است. بطور مثال در بحث عرضه و تقاضا ، انتظارات تورمی یا قیمتی از مهمترین عوامل موثر در تشکیل مقدار  عرضه و تقاضا است.

این انتظارات گرچه در تصمیمات به عنوان یک متغیر مستقل دیده می شود اما چگونگی ایجاد این انتظارات؛ مبحث بسیار مهمی در اقتصاد  می باشد و نظریه های مختلفی در این خصوص ارائه شده است. از مهمترین این نظریه ها انتظارات تطبیقی و انتظارات عقلایی است.

انتظارات تطبیقی(Adaptive Expectations) بیان می کند شخص انتظارات خود را در مورد هر متغیر به اندازه بخشی از تفاوت بین مقدار واقعی آن دوره گذشته و آنچه که انتظار داشته باشد تغییر خواهند داد. مردم انتظارات خود را در واکنش نسبت به خطای پیش بینی دور گذشته ؛ تطبیق یا تغییر می دهند. بنابر این فرضیه مردم ممکن است به طور موقت به وسیله تغییراتی اشتباه کنند ؛ ولی در دوره طولانی تر درست عمل خواهند کرد . البته ممکن است که برای آن کمی وقت بگیرد تا انتظارات خود را کاملا تطبیق دهند؛ ولی در نهایت این کار را خواهند کرد.

 انتظارات عقلایی(Rational Expectations) یا بخردانه که مهمترین نظریه در حوزه نظریات انتظارات می باشد و قابلیت مدل سازی نیز دارد بر پایه این فرض قرار دارد که مردم انتظارات در مورد هر متغیر را بر پایه تمام اطلاعات موجود در باره رفتار آینده آن متغیر شکل می دهند. این تئوری بیان می کند مردم در شکل دادن انتظارهای خود مرتکب اشتباه منظم (Systematic) نمی شوند. اشتباهات منظم به آسانی مشخص می شود، و مردم این اشتباهات را تصحیح می کند و طریق شکل دهی انتظارهای خود را به همان ترتیب تغییر می دهند. براساس این فرضیه انتظارهای مردم بطور متوسط درست است زیرا مردم محیطی را که در آن  کار می کند در می یابند. البته مردم گاهی دچار اشتباه می شوند اما مرتکب اشتباهات منظم نمی شوند. بر طبق این نظریه هر سیاستی که بر عدم درک مردم از آنچه در اقتصاد روی می دهد اتکا کند سرانجام محکوم به شکست است . شاید سیاست گذاران بتوانند مردم را با اقدامی نا منتظره  یک بار به خطا سوق دهند  ، اما نمی توانند مردم را مرتبا با همان کار به اشتباه  وا دارند.

اما این انتظارات در صورتی می توانند خود را در تصمیمات نشان دهد که به قول کینز اقتصاد دان معروف از روحیه زنده (Animal Spirits)برخوردار باشد. کینز می گویید: بسیاری از تصمیمات ما برای انجام کارهای سازنده  تنها می توانند نتیجه روحیه زنده – یعنی اشتیاقی خود جوش برای حرکت، به جای سستی- تلقی شوند و نه نتیجه میانگین وزنی منافع کمی که با ضرب کردن در میزان احتمالات بدست می آید . بنگاه های که هرچند بدون تزویر و صادقانه ؛ ولی تنها بخود وانمود می کنند که بیشتر به ادعاهای ذکر شده خودشان برانگیخته شده اند ؛ کار آنها تنها کمی بیشتر از کار در یک هیات اعزامی به قطب جنوب بر مبنای محاسبه دقیق منافع آتی است. بنابر این در صورتی که روحیه زنده تضعیف شود  و  خوش بینی  خودجوش متزلزل گردد بنگاه اقتصادی پژمرده می شوند و می میرد حتی بیم از زیان نیز نمی تواند مبنایی معقول تر از امید به سود داشته باشد.

 آنچه مسلم است یکی از مهمترین تصمیمات مردم در انتخابات خود را نشان خواهد داد اما بشرط داشتن روحیه زنده که بیان شد.