انقلاب اسلامی مشهد

 

 

 

 

قصد دارم در چندین پست خاطراتم را از انقلاب اسلامی سال ۵٧ منتشر نمایم:

 

 

 

 

شب 9 دی ماه تانک ها به خیابانها ریختند و آن شب شروع به تیراندازی کردند . آن روز و آنشب خبر از فردایی خونین می داد . روز 10 دی ماه که شد از همان ابتدا صبح صدای تیراندازی در شهر مشهد شنیده می شد. در آن روز کلانتری ها تخلیه و به آتش کشیده شد . مجسمه ها به زیر افکنده شدند . چند نفر از ارتشیان بدست مردم کشته شدند وهمین امر باعث شد آن روز به سوی مردم حتی کوچه و بازار تیر اندازی شد.  آن روز منزل آیه الله شیرازی محل مرکزی انقلاب در مشهد بود آنقدر آن روز به مردم در نزدیکی آن تیراندازی شد و آثار گلوله آن چنان روی دیورا ها نشست که غیر قابل باور بود. از آن روز به بعد شب ها صدای الله اکبر با حرارت بیشتری بلند بود. آن شب با شروع الله اکبر مردم تانکها بسوی پشت بام ها بی هدف تیر اندازی می کردند. اما صدای الله اکبر بیشتر می شد. تانکها به تمام مغازه هایی که عکس امام داشتند آن روز تیراندازی کردند. آن شب ما به صدای بی بی سی گوش می دادیم. بی بی سی خبرنگارش را به مشهد فرستاده بود. خبرنگار بی بی سی گزارش می کرد" شهر مشهد غرق خون و آتش است تانک ها به سمت مردم تیراندازی می کنند. چند نفر ارتشی در میدان اصلی شهر به دار آویخته شدند. فروشگاه ارتش و ماشینهای ارتش توسط مردم  به آتش کشیده شده است. تعداد کشته شده گان معلوم نیست اما بیمارستان ها مملو از مجروحین است که وابستگان ها نگران از حمله به بیمارستان ها هستند زیرا چند روز بیشتر به بیمارستان شاه رضا حمله شده است ....." گوش نمودن رادیو در آن شب با صدای تیراندا زیهای همراه  بود که در و دیوار را هدف قرار می دادند

یاد تمام شهدای آن روز مشهد گرامی باد و روحشان شاد. من آن روز 10 سال سن داشتم.