بعد از حادثه نهم و دهم دی ماه سال 1357 مشهد در مسجد محله ما هیاهویی بود و همه در جستجوی گمشد گانی بودند که در آن دو روز خبری از آنها نبود. عده ای در بیمارستانها و عده ای همه در سردخانه ها به دنبال این عزیزان بودند. وقتی خبری می شد بعد از نماز ها این اطلاع رسانی صورت می گرفت و بیشتر افراد هم خوشبختانه مجروح و در بیمارستانها بستری شده بودند که جمعی با هم قرار می گذاشتند و به ملاقات آنها می رفتند. یک نفر را خبر آوردند که توسط ساواک دستگیر شده است که برای او کاری نمی شد انجام داد. اما یک نفر را هم خبر آوردند که در سردخانه شناسایی کرده اند  و بعد توسط خانواده شناسایی و تایید شد که درست است او شهید حسین دلشاد از جوانان غیور مسجد است که به خیل شهدا پیوسته بود. اجازه  تشیع برای این شهدا را نمی داند اما در مسجد چند روز مجلس ترحیم برای این شهید عزیزبرقرار شد و حجله زیبایی نیز در مسجد برای او درست کردند و عکسی از حالت  شهادت او  در حجله گذاشته بودن که نشان می داد تیر درست به پیشانی او خورده است. این مراسم در نوع خود به محل افشاگری از رژیم نیز تبدیل شده بود. روحش شاد.