داستان ذوالقرنین یکی از اسرار آمیز ترین قصص قرآن کریم است  این داستان در آیات 83 تا 98 سوره کهف آمده است . داستان هم با یسئلونک شروع میشود یعنی  پیامبر از تو سئوال می کند در باره ذوالقرنین. از ظاهر آیات چنین برمی آید که ذوالقرنین  آدم مخلص و با ایمانی بوده است و خدا هم بخاطر همین ایمان به او قدرت زیادی داده و زمین را در تسخیر اراده او قرار داده است اسباب  و قدرت لازم را هم به او بخشیده به طوری که می توانست از عهده انجام هرکاری برآید و هرمشکلی را حل نمایید. ذوالقرنین هم از این  امکانات به نحو احسن استفاده کرد و حتی برای قومی ازتکه های آهن و مس مذاب  ردم( چیزی قوی تر ومحکم تر از سد که به هیچ وجه نتوان از آن عبور کرد)ساخت.

در باره این که ذوالقرنین چه کسی در تاریخ بوده است نظریات زیادی ارایه شده است که مهمترین آنها :

1-   ذوالقرنین اسکندر مقدونی بوده است. این نظریه که متاسفانه مربوط به ابوعلی سینا است و متاسفانه تر که بسیاری از مفسران بعد از بوعلی بدون این که فکر نمایند این  نظریه را تایید کرده اند بدون توجه به اینکه شخصیت  اسکند را بشناسند که او چه انسان خون ریزی بوده است که به هیچ عنوان با ذوالقرنین قران مطابقت ندارد.

2-   پادشاهان یمن : این نظریه هیچ استنادی ندارد بجز اینکه اسم این پادشاهان ذوالقرنین بوده است.

3-   بعضی هم گفتند ذوالقرنین حضرت خضر بوده است. این نظریه هم اسنتادی ندارد فقط حدس و گمان می باشد.

4-   کورش هخامنشی ذوالقرنین بوده است . این نظریه مربوط به ابوالکلام آزاد است . ابوالکلام آزاد در تحقیقات تاریخی و کاوش های باستانی که انجام گرفته است به این نتیجه می رسد که  ذوالقرنین همان کورش هخامنشی است. و سفرهای سه گانه کورش هخامنشی را به غرب ؛ شرق و شمال با سفرهای سه گانه ذوالقرنین  یکی مید اند. بخصوص اینکه کورش به خدا و مذهب پایبند بوده ولی اسکند خیر. مفسران بزرگی مانند مرحوم علامه طباطبایی در المیزان ؛  با احتمال قوی (نه صد در صد)این نظریه را قبول می کند . همچنین تفسیر نمونه و تفاسیر دیگر ایرانی و حتی مفسر گرامی جناب آقای محمد علی انصاری نیز این احتمال را قوی می داند که کورش هخامنشی ذوالقرنین بوده است.  اما این نظریه  به دلایل زیر رد می شود:

الف- در قرآن هیچ اشاره ای نشده است که ذوالقرنین دارای لشکر و سپاه بوده است . همچنین او قدر مسلم از پادشاهان و سلاطین نیز نبوده است. در صورتی که کورش جز پادشاهان محسوب می شود و دارای سپاه عظیمی هم بوده است و سفرهای سه گانه او هم با همین سپاهان بوده است.

ب- خداوند به ذوالقرنین قدرت عظیمی داده و اسباب هم چیز را در اختیار او قرار داده و به او  اختیار تام و بسط ید در مورد مردم داده است  در صورتی که این اختیار به پیامبران نیز داده نشده است.

ج- خدا با ذوالقرنین سخن گفته است در صورتی که چنین چیزی در مورد کورش شینده نشده است. استاد محمد علی انصاری می فرمودند این مهم نیست زیرا خدا به مادر موسی نیز وحی کرده است . در صورتی که در اینجا صحبت از سخن و اختیار است . خدا به ذوالقرنین می گویید این مردم را می حواهی عذاب کنی یا ببخشی با تو است . (قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْن گفتیم: «اى ذوالقرنین! یا (آنان را) مجازات مى کنى، و یا روش نیکویى در مورد آنها انتخاب مى نمایى.»)

د-اگر کوروش می توانست چنان سدی آهنی در شمال بسازد حتما در قلمرو حکومت خود به ویژه در پایتخت هم چنین سدی یا بهتر از آن را می ساخت  در صورتی که هیچ سدی در قلمرو حکومت او ساخته نشده است.

ه- ذوالقرنین به مال دنیا بی اعتنا بوده و پیشنهاد خرج ساختن سد را هم نپذیرفت.در حالی که کوروش اهل خراج گرفتن بود تا بتواند هزینه های سپاه و دیگر مخارج حکومت را تامین کند و هر ولایتی که خراج نمی داد سرکوب می کرد. فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ سَدّاً قالَ ما مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْم اً یا ممکن است ما هزینه اى براى تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدّى ایجاد کنى؟!ذوالقرنین گفت: «آنچه پروردگارم در اختیار من گذارده، بهتراست; (از آنچه شما پیشنهاد مى کنید; کافى است) مرا با نیرویى یارى دهید، تا میان شما و آنها سدّ محکمى قراردهم»

و- ذوالقرنین انسانی مومن و مقدس بوده است ودر دعا های مثل ام داود و مشمول از او یاد می شود وما به او سلام می دهیم (اللّهُمَّ صَلِّ عَلى ......ِ وَذِى الْقَرْنَیْنِ .....) .اما کورش با اینکه انسان موجه بوده است اما مقدس –حداقل در این حد- نبوده است که در ردیف ائمه (ع) قرار بگیرد.

ز- ذوالقرنین از آینده خبر دا شته است و بیان کرده که این ردم تا قیامت بر پا است. و چنین چیزی در مورد کوروش هیچ گاه بیان نشده است که او اهل پیش گویی بوده است.

ح-قرآن بیان می کند که این ردم تا قیامت بر پا است پس کجا است آن سد عظیمی که بیان می شود کوروش ساخته است. فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکّاءَ وَ کانَ وَعْدُ رَبِّی حَقّاً (018 | کهف - 98)(آنگاه) گفت: «این رحمتى از جانب پروردگار من است; و هنگامى که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم مى کوبد; و وعده پروردگارم حق است.» وَ تَرَکْنا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً (018 | کهف - 99)و در آن روز (که جهان پایان مى گیرد)، ما آنان را چنان رها مى کنیم.

 5 - نظریه عبدالله مسحسن : عبدالله مسحسن در کتاب ذوالقرنین ضمن بحث در موردخصوصیات  ذوالقرنین با توجه به آیات قرآن کریم می پردازد. او در این کتاب نظریه کوروش را کاملا منتفی می داند و با آیات قرآن به اثبات نظریه خود می پردازد. با توجه به اینکه این کتاب در بازار کتاب وجود دارد و ممکن است من نتوانم در این پست نظریه او را اثبات کنم لذا به همه دوستان و خواننده گان عزیز می خواهم  خود کتاب را مطالعه نمایند.