در زیارات اربعین و عاشورا فرازهای وجود دارد که زائر به کسانی که رضایت به ظلم  دادند لعنت می فرستد مانند وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ (و خدا لعنت کند کسى که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمى که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند،)خدا لعنت کند هر کس را که ترا به قتل رساند وخدا لعنت کند هرکه در حق تو ظلم نمود وخدا لعنت کند هرکس که مظلومانه کشته شدن تو را شنید و راضی و خوشحال شد. تکلیف مومن این است که حق بگوید و از حق دفاع کند و از ظلم و ظالم بیزار و متنفر باشد. هرگونه همراهی با ظالم  اعم از عملی ؛ زبانی ؛ مالی , رضایت قلبی و حتی سکوتی که از آن موافقت فهمیده شود همگی به تناسب موضعی که گرفته می شود , به نوعی مشارکت  در عمل ظالم است . ظالم اگر بداند که افکار عمومی در قبال ظلم او چه موضعی اتخاذ می کنند , در کار او موثر است. مخالفت عمومی می تواند او را متوقف نموده یا ظلم او را به حداقل برساند؛ به عکس موافقت عمومی یا سکوت مردم , او را جری و گستاخ خواهد نمود. ضمن اینکه اطمینان پیدا می کند که در آینده کسی او را باز خواست نخواهد کرد زیرا اکثر از کار او راضی هستند. این رضایت ؛ یعنی جواز ظلم و جور به ظالم جائر.

خداوند در باره فرعون می فرماید وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ (فجر10)  اوتاد جمع وتد به معنی میخ است و این معنا را می رساند که فرعون کسانی را داشت که او را یاری می کردند وهم چون میخ , پایه های حکومت او را استوار و محکم کرده بودند . حکو مت های جبار همگی چنین اند. تا نباشند کسانی که با فروختن خود به ایشان در قبال مال و مقام و تامین شهوات ؛ ظالمین را یاری نمایند ؛ آنان نمی توانند جامعه ای را به زیر سلطه خود در آورند و ظالمانه حکومت نمایند . پشتوانه آنان در جباریت خود همان قوای قهریه و نیروی مسلح آنان است و برای این که نیروی را وادر به اطاعت از خود نمایند , گاه خود را خلیفه خدا در روی زمین می شناسانند؛ گاه خلیفه رسول خدا؛ گاه سایه خدا (ظل الله) ؛ گاه نماینده خدا؛ گاهی هم خود خدا! 

همچنین پیامبر اکرم(ص) می فرماید " هرکس که به قومی تشبه جوید(خودرا شبیه آنان نماید) پس از آنان است." لذا در بیان خداوند و هم رسول الله رضایت به هرکاری ؛ حکم مشارکت در آن کار را دارد . خواه عمل باطل یا عمل حق.

 اقتباس از کتاب سفری از عاشورا تا اربعین با اضافات از اینجانب