چند روز پیش یکی از نخبگان کشور -که دارای اختراع ؛ مقالات علمی و کتاب بود-  را ملاقات نمودم . کارهایش را نشانم داد . یکی از کارهایش گیاه مصنوعی بود که در واقع یک نوع فیلتری است که دی اکسید کربن را به اکسیژن تبدیل می نماید. می گفت ایران خودرو متقاضی این ایده بوده اما با قیمت 500 هزار تومان !(ولخرجی). قصدش از ملاقات با من  این بود که برای سربازی اش کاری کنم. گفتم چرا کارشناسی ارشد شرکت نکردی که حالا می خواهی بری سربازی ؟ گفت برایم از امریکا پذیرش خوبی آمده است وقصد دارد مانند اکثر نخبه ها از کشور خارج شود.  منهم با جایی صحبت نمودم که برای سربازی برود آنجا کاری پژوهشی انجام بدهد و ایده اش را عملی نماید , آنها هم قبول نمودند. اما امروز پیگیر کارش شدم گفتند با تهران صحبت نمودیم گفتند  ما نخبه برای سربازی جذب نمی کنیم! چون مدت سربازی شان کم است. گفتم حالا غیر نخبه جذبش کنید تا  در یک مرکز پژوهشی بتواند کار کند گفتند نه چون ممکن است بعدا ادعا کند من نخبه بودم ! تاسف خوردم که یک مرکز علمی در کشور هنوز کمیت برایش از کیفیت مهم تر است و چگونه با نخبگان برخورد می کند. نمی داند یک فرد باهوش در یک سیستم فضای هوش ایجاد می کند و.....  آری چنین است که اکثر نخبگان از کشور مهاجرت می کنند و خود که می روند ژن نخبه را هم از کشور خارج می کنند تا سالهای بعد از نخبه دیگر خبری نباشد و........

پ.ن. مدتی ننوشته بودم چون معتقد هستم نوشته پست قبلی را خیلی ها باید بخوانند چون گرفتارش هستند.