اگر بگوییم   در روز عاشورا تنها امام جسین(ع)  فدای اسلام وقرآن و دین شد؛ در حق بقیه شهدای کربلا بی انصافی کردیم. مگر مادر دهر, چند عباس به دنیا آورده است؟ اگر عباس دومی دارد, پس کجاست؟ از آینده و هنگام ظهور خبر نداریم . از آدم تا عاشورا و از عاشورا تا به امروز را سئوال می کنیم. پس شرط انصاف این است که بگوییم: شهدای کربلا؛ سایه های حسین(ع) بودندکه به هر طرف حسین (ع) می چرخید, آن ها هم به همان سمت می گردیدند و با فنا شدن در وجود امام همگی ؛ خود را فدای اسلام ؛ قرآن و پیامبر کردند.

هاجر ؛ در بیابان مکه ؛ همان کاری کرد که عباس در صحرای کربلا برای طلب آب انجام داد. هاجر ؛ عباس مکه بود و عباس؛ هاجر کربلا. اما نه هاجر نه عباس , هیچ کدام موفق نبودند . عباس در این راه همه چیز خود را فدا کرد . اما هاجر , بار هفتم که خسته و ناامید نزد فرزند تشنه خود بازگشت ؛ با تعجب دید که چشمه ای از زیر پای اسماعیل می جوشد و خداوند با جاری کردن زمزم , اسماعیل تشنه و مادرتشنه تر از او را سیراب کرده بود.اما در کربلا چه شد ؟ ایا علی اصغر –که هم سن اسماعیل شیرخوار بود- و حسین سیراب شدند؟ یا اینکه....برای اسماعیل , زمین شکافت و چشمه را جاری کرد. اما برای علی اصغر ؛ تیری گلوی او را شکافت وخون او را بر زمین جاری کرد. امام حسین با همان لب تشنه شهید شد . این است که امام سجاد می فرمایید: معا شر الناس اعلمو ان الحسین قتل عطشنا ای مردم بدانید که حسین تشنه کشته شده است.

خداوند به برکت امانت های که نزد اسماعیل بودند چشمه ای پدید آورد که قریب چهار هزار سال است که روان است . اما برکت وجود حسین (ع) چیزی دیگری است متفاوت از جدش اسماعیل . اگر خداوند با جوشش زمزم , تشندگان را سیراب می کند , از جوشش خون حسین(ع)  , تشنگان آزادگی سیراب می شوند.

اقتباس از کتاب از عاشورا تا اربعین