چنان چه دقت شود ؛ می بینیم که در سراسر زیارت های عاشورا و اربعین, سخنی از برآورده شدن حاجات دنیایی زائر نیست. حتی برای بخشید شدن گناهان , امام را شفیع قرار نمی دهد . حال که می بینم مثلا در انتهای زیارت جامعه کبیره؛ زائر, شفاعت ائمه را برای آمرزش گناهان خود طلب می کند. یا در یکی از زیارت های امام حسین زائر درخواست میکند"فکن لی شفیعا الی الله یا سیدی و استشفع الی الله...." پس ای آقای من ؛ شفیع من در نزد خدا باش . فقدان این موضوعات در این دو زیارت , نشان می دهد که زائر عاشورا فقط یک قصد دارد و انگیزه او در این زیارت ؛ فقط عاشورایی شدن است و بس.

داشتن این چنین نگاهی به زیارت عاشورا است که موجب می شود زائر در هر قدم و با بیان هر جمله , راه هایی که طریق ملازمت و رفاقت با امام را معرفی می کند را بشناسد و در آن قدم بگذارد. آن چه که زائر عاشورا در پی آن است؛ کسب معرفت  و رسیدن به کمالی است که مورد قبول امام خود باشد. کسی که می خواهد به مقام یکی از اصحاب امام برسد؛ باید خود را از بند تعلقات دنیایی آزاد نموده باشد. به زبان آوردن هر قصد مادی و دینویی در زیارت عاشورا , مغایر با آن چیزی است که این زیارت به آن فرا می خواند.