چند هفته پیش از تلویزیون  فیلم سینمایی گلادیاتور بخش شد من  به تماشای آن نشستم با نگاهی نو.  آنگاه برای دوستی از دوستان دفاع مقدس از فیلم گفتم و او در پاسخ من چنین نوشت:
سلام و درود بر شما
دست بر قضا بنده هم به تماشاى این شاهکار عظیم نشستم ، چون روز چهار شنبه پس  از ۶ ماه وارد ایران شدم فکر میکنم رکورد تماشاى این فیلم در دنیا در دست بنده باشد، چون این بار هجدهم بود که این فیلم را میدیدم . و همان گونه که بارها گفتم احساس نوستالژیک بسیارعمیقى با این فیلم دارم . تقریباً سالى دو الى سه بار به تماشاى آن مینشینم که یکبار آن یا باید مصادف باشد با شب عملیات والفجر ٨ یا شب عملیات کربلاى ۴. درهر بار تماشا بدون گزاف گوئى دو بار میگریم. زمانى که این سردار در ازاى پیشنهاد سزار فقط تقاضا میکند که به خانه برگردد ، و بار دیگر زمان پخش موزیک متن فیلم با آن صداى ملکوتى خواننده اش. که متأسفانه این صداى جاودانه همسانسور میشود.
آره دوست عزیزم تو خوب میدانى که سرداران زمان جنگ چگونه گرفتار این مردار دنیا شدند، و من هم بالاخره به آرزوى دیرین رسیدم و تنها جایزه خود را گرفتم، یعنى بر گشت به خانه و گزیدن در خلوت و دورى از همه سرداران، و سعى در پاک نگه داشتن خاطرات همه آن پاکان. واز دور نظاره گر آنانى نشسته ام که سالیان دراز مسؤل آنها بودم . اى واى که چه بد استادى بودم!!؟؟!
سلام این گلادیاتور پیر را بپذیر، که هنوز براى بقا در حال نبرد تن به تن است، آنهم صرفاً براى ........