بابا نظر

سال ها بود که از بابا نظر می شنیدم اما به علت اینکه هیچ گاه در لشکر امام رضا (ع) نبودم از نزدیک ایشان را ندیده بودم و شناخت ام از ایشان در حد تعریف دوستان بود. سال ها گذشت بابا نظر شهید شد و کتاب خاطرات او هم منتشر شد کتابی که سر وصدای زیادی کرد و بیش از 24 مرتبه تجدید چاپ شد. حتی هنر پیشه ها هم کتاب را خواندند  و در مقابل دوربین از رشادت های بابا نظر گفتند .پرویز پرستویی با گریه از او تعریف می نمود...............اما من توفیق خواندن  کتاب بابا نظر را پیدا نکردم.... تا اینکه چند وقت پیش این کتاب را خواندم  در موقع خواندن  در جاهایی خندیم و در جاهایی گریستم. کتاب و خاطرات برایم بسیار مانوس بود. از اسامی که در کتاب از انها یاد می شود که شهید شده اند و یا در گوشه ای از این کشور وحتی خارج از کشور  روزگار سپری می کنند تا خاطرات روزانه عملیات های هشت سال دفاع مقدس.  در چندین قسمت دوست داشتم بلند بلند گریه کنم بر مظلومیت رفته بر رزمندگان آن دوران . کسانی که وقتی جتگ تمام شد بقول آن دوست بزگوارم ان رزمندگان شدند گلادیاتور.

در پایان کتاب شهید نظر نژاد از وضعیتی که بر رزمندگان رفته است میگویید :" از این به بعد پر است از خاطرات تلخی که بعد از برگشتن از جنگ در خراسان داشتیم هیچ وقت به ذهن ما خطور نکرده بود که اوضاع و احوال چنین خواهد شد.....من تاریخ زنده بچه های سپاه و بسیج خراسان در جبهه و جنگ هستم با این حال بعضی وقت ها دلم می خواهد از غصه بترکد.......خجالت می کشم بگویم , اما بندانید که از سال 1362 با زنم هیچ فرقی ندارم؛ چشمم کور شده؛ گوشم کر شده؛ ستون فقراتم شکسته و قفسه سینه ام از دوقسمت متلاشی شده ؛ مقداری از ماهیچه دست های چپ و راستم از بین رفته است و بیش از 160 تیر و ترکش خورده ام که هنوز تعدادی از آنها به یادگار دارم ؛ ترکش روی پرده مغزم هشدار همیشه من است...."

کتاب  بابا نظر را می توانید از اینجا دانلود نمایید.ش