این روزها همه از نا گفته های جنگ می گویند و من هم قصد دارم باز خاطره ای از اوضاع چنگ در سال 1365  را بیان کنم شاید به شناخت آن سال کمکی کرده باشم.

در سال 1365 که از سوی آقای رفسنجانی – نه سوی امام – سال پیروزی نام گرفته بود تصور بر این بود که تمامی امکانات کشور در خدمت جنگ قرار گرفته است و قرار بود با انجام عملیات کربلای 4 آن پیروزی مهم در جنگ بدست آید تا با آن بتوان به سمت خاتمه جنگ –صلح-  پیش رفت مطلبی که آقای محسن رضایی هم از آن به عنوان پیروزی چشمگیر یاد می کنند. اما در جبهه ها قصه چیزی دیگری بود. من در آن سال در قسمتی فعالیت می کردم  که قرار بود رزمندگان آن واحد خط شکن عملیات باشند. عملیات لشکر ما قرار بود در قسمتی از شلمچه و جزیره بوارین باشد.  این منطقه را عراق با سرازیر کردن آب بصورت هور وباتلاق در آورده بود. عملیات در اینجا بسیار سخت بود  ورد شدن آن نیز بسیار مشکل . علاوه بر این بخاطر گل ولای از اسلحه هم نمی شد استفاده کرد زیرا اسلحه در گل ولای عمل نمی کنند و گیر می کنند. لذا قرار بود رزمندگان با استفاده از نارنجک و عملیات دفاع شخصی  خط  بشکنند. تصمیم گرفته شد رزمندگان آن واحد آموزشهای ویزه و تا حدی کماندویی ببیند . در موقعیت آموزشی از یک مربی دعوت شد تا به این رزمندگان آموزشهای لازم را بدهد. ایشان هم آموزشهای سخت کماندویی را شروع کرد. چند روزی از این آموزشها  گذشته بود که این مربی از نحوه کار رضایت کامل نداشت و گفت این آموزشها بسیار سخت است و با این غذایی که شما به اینها می دهید اینها توان و جون ندارند که از پس این تمرینها برآیند لذا باید غدای مقوی به اینها بدهید. البته غذایی مقوی هم این بود که حداقل هفته دو بار غذایی مثل چلو برگ بدهند. خلاصه؛ مسئول موقعیت شهید فرودی بود مسئله را با آشپزخانه و مقام های بالاتر مطرح کرد. پس از مدتی از غذا ویزه خبری نشد و اموزشهای ویزه هم تعطیل شد. علت را از شهید فرودی سوال کردم. گفت : "غصه درد ناکی دارد ما درخواست را به تدارکات لشکر فرستادیم و آنها چون گوشت نداشتند درخواست را به قرارگاه ارسال کردند  و آنها هم در خواست را به سازمان گوشت فرستادند. سازمان گوشت هم پاسخ داده است این درخواست را برای نخست وزیر بفرستید تا بگویند ما سهمیه گوشت کوپنی کدام استان را قطع کنیم تا اگر فردا مشکلی پیش آمد نخست وزیر مسئولیت آنرا قبول کنند و ما هم از خیر آن گذشتیم."

آری اینچنین بود اوضاع در آن سالی که بهترین سال بود.